مجموعه داستان قهوهچی چمنسلطان، نوشته فرهاد کشوری، روایت ماجرای آدمهای ناتمام است. کسانی که موانع بیرونی در برابرشان قد علم میکنندتا نگذارند آنها مسیر دلخواه خود را طی کنند و یا آمالشان را پی بگیرند. در پس جدال نابرابر شخصیتها و مقدرات بیرون از آنها، در بسیاری از موارد شرایط دست و پاگیر و ویرانگر و چه بسا منسوخ بیرونیست که آنها را زمینگیر و گاه له میکند.این شرایط و مقدرات بیرونی، سلطه افکار خرافی در جزیره است که نمیگذارد دختر مبتلا به زار از آن رها شود. جنگ است که ترکش خمپارهای، خوشقیافهترین جوان محله را به زشتترین آدم شهر بدل می کند. اثر شرایط اجتماعی است که عدهای تحصیل کرده دانشگاه رفته را وا میدارد که به مدد کامپیوتر به دنبال شکستن طلسم گنج باشند. سنتهای منسوخ است که مرد عاشق را دیوانه میکند. مدیر اداره است. کتاب سوزان در شهر است و …

