دوست ندارم به عنوان نویسنده کتاب فانتزی شناخته بشوم، پس این رمانم را با اینکه علمی تخیلی است، اما فانتزی ننوشتم! این رمانم یک جورایی فرزند ناخلف من است! یعنی با کتابهای دیگرم هماهنگی ندارد؛ یک جورایی علمی هست و مختص نوجوانان. داخلش کمی ادویه عشق هم اضافه کردم. تصور کنید یک دختر نوجوان ایرانی که مدل هم هست و توی آمریکا با پدر پروفسورش زندگی می کند، با یک آدم عجیب فضایی آشنا می شود. آن موجود اسمش ام سی دو است و خودشم پروفسوره! ایشان تشریف آوردند زمین دنبال دی ان ای! مغزش مثل ما کار می کند ولی هیکلش خیلی تغییر یافته است. او توی سیاره یا بهتر است بگویم سیارات خودش، کلی ماجرا دارد و با پدرخوانده اش و همکاراش کلی مکافات. دردسرهایش، دردسرهایی است که نسل های آینده ما قراره در آینده بکشند. یک جورایی، جور کارهای ما را! رمان پر از حادثه است. یک لحظه هم آرام و قرار ندارد، ولی گاهی لحظه هایی از عشق، سرعت داستان را کم می کند.

