نمایشنامهی بشقاب پرنده در نازیآباد روایت سرگشتگی انسانها با طنزی سیاه در دنیای معاصر است. در پرده اول، دو مرد در مورد زنی حرف میزنند که ادعا میکند از سیارهای دیگر آمده است و سرانجام با دوئل آن دو مرد، پردهی اول پایان مییابد. در پردهی دوم زن و مردی در صحنه حضور دارند. زن دوباره همان ادعای آمدن از سیارهای دیگر را دارد و از اینکه شوهرش او را نمیفهمد گلایه دارد. در پرده سوم همان دو مرد اما در جایی مثل تیمارستان هستند و یکی از آنها ترتیب یک مسابقه تلویزیونی را میدهد و در نهایت پردهی سوم به صورت غیر منتظرهای پایان مییابد. در پردهی نهایی دو مرد و یک زن حضور دارند و در مورد فراموشی،تنهایی و عشق با هم حرف میزنند.

