به سایت پیرنگ
پاتوق ادبیات داستانی
خوش آمدید
لطفا چند لحظه صبر کنید...
پیرنگ - پاتوق ادبیات داستانی

جُنگ عینک
زمستان 1404
هنر جنگ ماکیاولی و واسازی سه مسئله

مشخصات
نویسنده:
کیانوش دل‌زنده
تعداد صفحات:
16
موضوع مقاله:
شماره:
سال:
دانلود نسخه PDF

Warning: Undefined array key “meta-key” in /home3/xbxjouzx/peyrang.net/sdn6pr/wp-content/plugins/lazy-blocks/classes/class-blocks.php(1414) : eval()’d code on line 2

معرفی:

«هنر جنگ» به‌مثابه میدان اندیشه

کتاب «هنر جنگ» (The Art of War) اثر نیکولو ماکیاولی، تنها اثری است که در زمان حیات او، در سال ۱۵۲۱ میلادی، به چاپ رسید؛ نکته‌ای که خود به‌تنهایی جایگاه خاص این متن را در میان آثار ماکیاولی برجسته می‌کند. در نگاه نخست، این اثر بیش از آنکه واجد بار فلسفی یا سیاسی به نظر برسد، شبیه رساله‌ای فنی در باب سازمان‌دهی نظامی، آموزش سربازان، آرایش قوا و تاکتیک‌های جنگی است. همین ظاهر فنی سبب شده است که «هنر جنگ» اغلب در حاشیه منظومه فکری ماکیاولی قرار گیرد و در قیاس با آثاری چون «شهریار» و «گفتارها»، کم‌اهمیت‌تر یا صرفاً مکملی کاربردی تلقی شود. بااین‌حال، چنین خوانشی نه‌تنها تقلیل‌گرایانه است، بلکه نسبت ماکیاولی با مسئله جنگ را نیز به‌درستی درک نمی‌کند. «هنر جنگ» را می‌توان یکی از انضمامی‌ترین میدان‌هایی دانست که در آن مسائل بنیادین اندیشه ماکیاولی -ضرورت، انتخاب، کنش انسانی، فضیلت و دوام دولت- نه در سطح انتزاع نظری، بلکه در قالب سازمان‌دهی مادی نیروها و تصمیم‌های عملی آزموده می‌شوند. جنگ، در این متن، صرفاً موضوعی نظامی نیست؛ بلکه صحنه‌ای است که در آن سیاست در خشن‌ترین و عریان‌ترین شکل خود ظاهر می‌شود.

ماکیاولی در این اثر، برخلاف روح مسلط بر قرون وسطی و حتی بخش‌هایی از اندیشه رنسانسی، جنگ را نه تقدیری الهی، نه حادثه‌ای اتفاقی، و نه صرفاً تکلیفی دینی یا اخلاقی، بلکه دانشی اکتسابی معرفی می‌کند؛ دانشی که می‌توان آن را آموخت، تمرین کرد، اصلاح نمود و عقلانی ساخت؛ تأکید بر میلیشیای دولتی، آموزش و انضباط مستمر، بازخوانی انتقادی تاکتیک‌های کلاسیک یونانی و رومی، توجه وسواس‌گونه به جزئیات عملیات نظامی، و مهم‌تر از همه، تقدم استراتژی و سازمان‌دهی جمعی بر شجاعت فردی، «هنر جنگ» را در زمرۀ نخستین متون علم نظامی مدرن قرار می‌دهد. از همین روست که این اثر، به‌واسطه ترجمه‌ها و خوانش‌های بعدی، بر اندیشه نظامی متفکران و سیاستمدارانی چون گوستاو آدولف، فردریک کبیر، توماس جفرسون و حتی کلاوزویتس اثر گذاشت.

این مقاله با این پیش‌فرض حرکت می‌کند که «هنر جنگ» نه اثری حاشیه‌ای و نه مکملی فرعی برای «شهریار» و «گفتارها»، بلکه میدان انضمامی‌ای است که در آن ماکیاولی مسئله بنیادین خود را صورت‌بندی و تا حدی حل‌وفصل می‌کند: چگونه می‌توان در دل ضرورت، امکان کنش خوب و پایدار سیاسی را اندیشید؟ برای پاسخ به این پرسش، متن حاضر سه مسئله به‌هم‌پیوسته را بررسی می‌کند: مسئله سخنگو، مسئله منطق جنگ در سیاست، و مسئله امکان کنش خوب در جهانی تحت سلطۀ ضرورت.