این مقاله یکی از آثارِ کلاسیکِ تاریخِ فلسفه یعنی رسالۀ جمهوری افلاطون را معرفی میکند. نویسنده برای روشنتر شدنِ مضمونِ کلیِ رساله، شرحِ مختصری دربارۀ عنوانِ اصلی و فرعیِ آن در زبانِ یونانی ارائه میکند و سپس به ذکرِ عناوینی میپردازد که مترجمان لاتینی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی به جای عنوانِ اصلیِ رساله نهادهاند. نتیجه این میشود که معنای نزدیکتر به عنوانِ اصلی و مضمونِ کتاب، «سیاستِ مدنیه» یا «حکمرانی بر دولتشهر» است.
پس از این تحلیلِ مقدماتی، نویسنده کتابهای یکم تا دهمِ رساله را بهطورِ جداگانه معرفی کرده و مهمترین مباحثِ مطرحشده در هر کتاب را بیان میکند. معرفیِ کتابهای یکم و دوم مفصّلتر است و حتی با نقلقولِ مستقیمِ فرازهایی از خودِ رساله همراه شده تا خواننده با سبک نگارشیِ دیالوگیـرواییِ افلاطون و حالوهوای حاکم بر رساله آشنا گردد. معلوم میشود مباحث مطرحشده در این دو کتاب، پیرامونِ موضوعاتی از ایندست است: سالخوردگی و ناخرسندیِ از آن، ثروت، خوبی و بدی کردن به دوستان و دشمنان، ادای دِین و امانت، رابطۀ قدرت با حق و عدالت، چیستیِ عدالت، ارزشِ ذاتی عدالت.
معرفیِ کتابهای سوم تا دهمِ این رساله به اختصار انجام گرفته و نویسنده به فهرست کردنِ مهمترین مباحثِ مطرحشده در هر کتاب اکتفا کرده است.
